ابراهيم اصلاح عربانى

253

كتاب گيلان ( فارسى )

جنبشهاى دهقانى در دوران قاجار نهضت مشروطيت و قيام جنگل ، دو واقعه مهم در تاريخ گيلان ، مربوط به دوران حكومت قاجار از چنان ارزش و اهميتى برخوردار بودند كه از يك‌سو هرگونه حركتى را تحت تأثير خود بىاهميت ساختند و از سوى ديگر به گسترش دامنهء جنبشها و حركتهاى مردمى مخصوصا جنبشهاى دهقانى كمك مؤثر كردند . بايد دانست كه جنبشهاى دهقانى و به طور كلى انديشهء رهائى دهقانان از يوغ بندگى اربابان و مالكان سابقه‌اى بس طولانى دارد ، اما هرزمان كه افكار آزاديخواهى نضج مىيابد در كنار آن انديشهء رهائى دهقانان و حركتها و جنبشهاى روستائى نيز بيشتر جان مىگيرد . در اوج نهضت مشروطيت شعار تقسيم زمينهاى بزرگ بين دهقانان در همه‌جا به گوش مىرسد ، اما 50 سال پيش از آن فروش املاك خالصه به زارعان عنوان مىگردد و طالبوف در طرح پيشنهادى خود يك سال پيش از اعلام مشروطيت يعنى در سال 1323 هجرى قمرى مىنويسد : املاك ايران را بايستى هيئت مؤتلفه‌اى تقويم كند و ميان رعيت تقسيم نمايد و صاحبان املاك قيمت اراضى خود را به اقساط 30 ساله و به ضمانت دولت دريافت دارند . « 53 » و باز مقارن با اعلام مشروطيت به انجمن ايالتى تبريز پيشنهاد مىشود كه دارائيهاى ثروتمندان بزرگ را ميان دهقانان تقسيم نمايند . در مورد تفكيك و تقسيم ثروتها گفته شد اين پيشنهاد از طرف حزب اجتماعيون عاميون شده بود و بايد دانست كه آن حزب در گيلان نيز داراى نفوذ و اعتبارى بوده است . « 54 » در شرح اقداماتى كه ميرزا تقى خان اميركبير براى الغاء پاره‌اى از عوايد تحميلى انجام داده بود روزنامهء « وقايع اتفاقيه » مىنويسد : به قرار معلوم در محال فومن از ولايت گيلان رسم ستم شريكى در تقسيم ماليات آنجاست كه باعث شكستگى و خرابى بعضى دهات شده است ، لهذا محض ملاحظهء رفاه و آسودگى رعيت عاليجاه ميرزا زين العابدين تبريزى را مأمور فرمودند كه رفته و از روى دقت رسيدگى نموده و ماليات آنجا را تعديل نمايد كه رفع ستم شريكى شود و هرجا درخور گنجايش خود ، ماليات ديوانى را ادا نمايد . و باز مىخوانيم كه : در سالهاى گذشته از ناحيهء گيلان صادريات بسيار كه اضافه بر ماليات مىشد حكام و مباشرين مىگرفتند و به اين واسطه رعايا هميشه پريشان و بىسامان بودند از اين‌رو دستور رفت كه در گيلان زياده از تومانى يكهزار و پانصد دينار صادر كه صرف مخارج ولايتى و حاكم و مترددين مىشود نگيرند و از تالش نيز بيشتر از قرار تومانى يك هزار دينار اخذ نگردد . « 55 » اما اين اقدامات نمىتوانست حركت روستائيان را كاهش دهد و چون ناصر الدين شاه اطلاع حاصل مىكند كه در گيلان مردم شهرها و روستاها عليه نظام حاكم و مطالبات مالياتى به پا خاسته‌اند به نايب السلطنه مىنويسد كه نمىتواند به زعم خود آن خيالات بد را در گيلان كه سرحد تمام فرنگستان است و همسايهء روس ، تحمل نمايد ! و آنگاه فرمان زير صادر مىشود : چون حكام . . . متمسك به اين هستند كه برقرار نمودن ديوانخانه با اجزاء و لوازم آن مايهء اختلال امر حكومت مىشود لهذا به ملاحظه تقويت حكام عجالتا از اين منظور خجسته - مقصود برپا داشتن همان تشكيلات نوين ادارى و اجتماعى است كه ناصر الدين شاه درنظر داشت - انصراف حاصل شد . « 56 » بنابراين دهقانان حق داشتند پس از پيروزى مشروطه‌خواهان در ايران به افق روشنترى چشم دوخته و خواهان دگرگونيهاى عميقى در نظام زميندارى ايران گردند . پيروزى مشروطه‌خواهان رفته‌رفته عامل تحرك تازه‌اى در روستاهاى گيلان گرديد به طورىكه جنبش دهقانان را در اين دوره جنبش عليه ملاكان و به تعبير ديگر ، انقلاب قراء و قصبات رشت ياد مىكنند . فريدون آدميت به نقل از رابينو مىنويسد : پانصد تن زارع در مسجد خواهر امام رشت از « تعديات مالكين » متحصن شدند ، گفتند ما ديگر مال الاجاره نمىدهيم « 57 » و خبر نهضت دهقانى گيلان به نمايندگان داده مىشود و مضمون تلگراف زير از طرف مالكان رشت در مجلس قرائت شد : « حضور وكلاء معظم ، عموم مالكين گيلان عرضه مىداريم ، افتتاح اين مجلس مقدس شوراى ملى به جهت دو امر است يكى عموم ملت در حقوق و حدود مساوى باشند . دوم براى تحصيل ثروت است و همه مىدانند اين سرحد معظم ايران وضع معاملات آن غير از ساير جاهاست . محصولاتش تا آخر هرسال وصول مىشود و رعايا بايد مشغول تعميرات اراضى باشند . حال رعاياى گيلان همچو فرض كرده‌اند كه معنى سلطنت مشروطه بالمره آزاد بودن و ندادن ماليات است . حال رعاياى اينجا به اين‌جهت سركشى نموده ماليات نداده‌اند و بعضيها هم متوارى شده و تمام رعيت‌خانه‌ها مختل است ؛ تكليف چيست ؟ » مجلس پس از آگاهى از موضوع نامهء مالكان گيلانى به انجمن ايالتى تكليف مىكند كه دهقانان را با اصول مشروطيت آشنا سازد كه مفهوم آن‌چنين است كه از دهقانان بخواهد به ستم و استثمار زمينداران تن دردهند ! تقىزاده در همان زمان مىگويد : « مقصود از سركشى رعايا در اين تلگراف و تلگرافات و مكتوبات ديگر كه از ولايات مىرسد گويا اين باشد كه اربابها و ملاكين مىخواهند سر رعايا را ببرند و آنها سرشان را در وقت بريدن عقب مىكشند . » « 58 » همان اوان تلگراف ديگرى از انزلى به مجلس رسيد كه « عموم ملت حتى دهات از كار دست كشيده‌اند و هردقيقه هيجان مردم بيشتر مىشود و هيچ

--> ( 53 ) . انديشه‌هاى طالبوف ، فريدون آدميت ، انتشارات دماوند ، تهران 1363 ، صفحه 72 ؛ نهضتهاى روستائى در ايران ، محمد تقى مير ابو القاسمى ، شركت سهامى انتشار ، تهران 1358 ، صفحهء 95 ؛ فكر دموكراسى اجتماعى در نهضت مشروطيت ايران ، فريدون آدميت ، چاپ سوم ، انتشارات پيام ، تهران 1363 ، صفحهء 49 به بعد . ( 54 ) . مجلهء آينده ، مقالهء « مرامنامهء حزب اجتماعيون ، عاميون » ، نوشتهء صالح علىيوف ، ترجمهء ابو الفضل آزموده ، سال 17 ، شمارهء 8 - 5 ، ( مرداد - آبان 1370 ) ، صفحهء 549 به بعد . اين حزب را در ايران مجاهد نيز مىناميدند كه مرامنامه‌اش به سال 1907 ميلادى در مشهد چاپ گرديد . در مرامنامهء حزب نوشته شده است : زمينهاى شاه بايد مصادره و در ميان خانواده‌هاى روستائى به طور بلاعوض تقسيم شود و زمينهاى ديگر مالكان توسط بانك خريدارى و بين دهقانان تقسيم گردد . ( 55 ) . اميركبير و ايران ، فريدون آدميت ، انتشارات خوارزمى ، چاپ پنجم ، تهران 1355 ، صفحهء 288 - 277 . آدميت در دنبالهء اين اقدامات مىنويسد : عمده تدابير امير برانداختن زياده‌رويهاى محصلين ماليات و الغاء رسم ستمگرانهء سيورسات بود . ( 56 ) . انديشهء ترقى و حكومت قانون عصر سپهسالار ، فريدون آدميت ، انتشارات خوارزمى ، تهران 1356 ، صفحهء 82 . ( 57 ) . ايدئولوژى نهضت مشروطيت ، فريدون آدميت ، انتشارات پيام ، تهران 1355 ، صفحهء 461 . ( 58 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، ناظم الاسلام كرمانى ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، تهران 1349 ، جلد دوم ، صفحهء 128 - 119 .